عكس هاي من
عكس و فيلم
|
|
|
نوشته شده در تاريخ ۱۴ آذر ۱۳۹۰ توسط آناهيتا
| نظرات (1)
قطعه ي گمشده ! ![]() آدم هميشه دنبال قطعه اي گم شده است، هيچ آدمي را نمي توان يافت كه قطعه خود را جستجو نكند فقط نوع قطعه هاست كه فرق مي كند، يكي به دنبال دوستي است ديگري در پي عشق؛ يكي مراد مي جويد و يكي مريد يكي همراه مي خواهد و ديگري شريك زندگي، يكي هم قطعه اي اسباب بازي به هر حال آدم هرگز بدون قطعه خود يا دست كم بدون آرزوي يافتن آن نمي تواند زندگي كند گستره اين آرزو به اندازه زندگي آدم است و آرزوهاي آدم هرگز نابود نمي شوند بلكه تغيير موضوع مي دهند حتي آن كه نمي خواهد آرزويي داشته باشد آن كه آرزويش را از كف داده است آنكه ايمان خود را به آرزويش از دست داده است تمامي تلاشش باز براي گريز از تنهايي است ![]() شهرعشق، رفاقت، ت طلبي ... همه به خاطر هراس از تنها ماندن است و شايد قوي ترين جذابيت وصال در همين باشد كه آدمي در هنگام وصال هرگز گمان نمي برد كه روزي تنها خواهد ماند تو گاهي خيال مي كني گمشده خود را باز يافته اي اما بسيار زود درمي يابي كه اين بازيافته ات قدري بزرگتر از بخش گمشده توست يا قدري كوچكتر گاهي او را مي يابي و مدت كوتاهي در خوشبختي رسيدن به او به سر مي بري و اما گاه او رشد مي كند و از خلاء تو يا حتي خود تو بزرگتر مي شود و ديگر در درونت نمي گنجد آنگاه او بدل به قطعه گم شده يك نفر ديگر مي شود و تو را براي جستن دايره خود ترك مي كند ![]() گاه نيز تو بزرگ مي شوي و او كوچك باقي مي ماند و روزي ناگهان درمي يابي كه (او) قطعه گم شده ي تو نبود گاهي هم (او) را مي يابي و اين بار از ترس آنكه مبادا از دست تو ليز بخورد و برود سفت نگهش مي داري، دو دستي به او مي چسبي و ناگهان گمشده تو زير بار اين فشار خرد و له مي شود و سرانجام نيز از دست مي دهي اش احمقانه است اما تو از ترس تنها ماندن تنها مي ماني گاه ته دلت حتي مي ترسي كه قطعه گم شده ات را پيدا كني كه مبادا دوباره گمش كني هميشه آن كس كه بيشتر دوست دارد، ضعيف تر است و بيشتر رنج مي برد و همين ضعف است كه احساس بي ثباتي به آدم مي بخشد زيرا آدم تماميت خود را منوط به چيزي مي كند كه ثباتي ندارد ما همواره خود را قطعه هايي گم شده حس مي كنيم. ما همواره در انتظار نشسته ايم؛ در انتظار كسي كه از راه برسد و ما را با خود ببرد، كه بيايد و ما را كامل كند بدون او ما همواره خود را گمشده و تنها و ناقص حس مي كنيم برخي از ما شايد براي هميشه در انتظار (او) بمانيم و بنشينيم و بپوسيم ![]() برخي از ما، ديروز، امروز و هر روز قطعه هايي گمشده بوده ايم گاهي بعضي ها با ما جور در مي آيند، اما همراه نمي شوند گاهي نيز آدم هايي را مي يابيم كه با ما همراه مي شوند اما جور در نمي آيند برخي وقت ها ما آدم هايي را دوست داريم كه دوستمان نمي دارند همان گونه كه آدم هايي نيز يافت مي شوند كه دوستمان دارند، اما ما دوستشان نداريم به آناني كه دوست نداريم اتفاقي در خيابان بر مي خوريم و همواره بر مي خوريم اما آناني را كه دوست مي داريم همواره گم مي كنيم و هرگز اتفاقي در خيابان به آنان بر نمي خوريم برخي رابطه ها ظريفند، به طوري كه به كوچكترين نسيمي مي شكنند و برخي رابطه ها چنان زمختند كه روح ما را زخمي مي كنند برخي بيش از اندازه، قطعه گم شده دارند و چنان تهي اند و روحشان چنان گرفتار حفره هاي خالي است كه تمام روح ما نيز كفاف پر كردن يك حفره خالي درون آنان را ندارد ![]() برخي ديگر نيز بيش از اندازه قطعه دارند و هيچ حفره اي، هيچ خلائي ندارند تا ما برايشان پُركنيم برخي هرگز ما را نمي بينند و نمي يابند و برخي ديگر بيش از اندازه به ما خيره مي شوند بعضي وقت ها هم بعضي ها توي زندگي تو راه مي يابند اما هيچ گاه تو را نمي فهمند مثل شمع كوچكي كه راهت را كمي روشن كرده است ولي دستت را سوزانده است گاه ما براي يافتن گمشده خويش، خود را مي آراييم گاه براي يافتن (او) به دنبال پول، علم، مقام، قدرت و همه چيز مي رويم و همه چيز را به كف مي آوريم و اما (او) را از كف مي دهيم ![]() گاهي اويي را كه دوست مي داري احتياجي به تو ندارد زيرا تو او را كامل نمي كني تو قطعه گمشده او نيستي تو قدرت تملك او را نداري گاه نيز چنين كسي تو را رها مي كند و گاهي نيز چنين كسي به تو مي آموزد كه خود نيز كامل باشي بي نياز از قطعه هاي گمشده او شايد به تو بياموزد كه خود به تنهايي سفر را آغاز كني راه بيفتي، حركت كني او به تو مي آموزد و تو را ترك مي كند اما پيش از خداحافظي مي گويد: شايد روزي به هم برسيم مي گويد و مي رود ![]() و آغاز راه برايت دشوار است اين آغاز، اين زايش، برايت سخت دردناك است وداع با دوران كودكي دردناك است، كامل شدن دردناك است، اما گريزي نيست و تو آهسته آهسته بلند مي شوي، و راه مي افتي و مي روي و در اين راه رفتن دست و بالت بارها زخمي مي شود اما آبديده مي شوي و مي آموزي كه از جاده هاي ناشناس نهراسي از مقصد بي انتها نهراسي، از نرسيدن نهراسي و تنها بروي و بروي و بروي ![]() آنقدر زمين نخورده ام كه بدانم براي برخاستن نه دستي از برون كه همتي از درون لازم است حالا اما نمي خواهم برخيزم مي خواهم اندكي بياسايم فردا برمي خيزم وقتي كه فهميده باشم چرا زمين خورده ام شهرعشق، رفاقت، ت طلبي ... همه به خاطر هراس از تنها ماندن است و شايد قوي ترين جذابيت وصال در همين باشد كه آدمي در هنگام وصال هرگز گمان نمي برد كه روزي تنها خواهد ماند تو گاهي خيال مي كني گمشده خود را باز يافته اي اما بسيار زود درمي يابي كه اين بازيافته ات قدري بزرگتر از بخش گمشده توست يا قدري كوچكتر گاهي او را مي يابي و مدت كوتاهي در خوشبختي رسيدن به او به سر مي بري و اما گاه او رشد مي كند و از خلاء تو يا حتي خود تو بزرگتر مي شود و ديگر در درونت نمي گنجد آنگاه او بدل به قطعه گم شده يك نفر ديگر مي شود و تو را براي جستن دايره خود ترك مي كند ![]() گاه نيز تو بزرگ مي شوي و او كوچك باقي مي ماند و روزي ناگهان درمي يابي كه (او) قطعه گم شده ي تو نبود گاهي هم (او) را مي يابي و اين بار از ترس آنكه مبادا از دست تو ليز بخورد و برود سفت نگهش مي داري، دو دستي به او مي چسبي و ناگهان گمشده تو زير بار اين فشار خرد و له مي شود و سرانجام نيز از دست مي دهي اش احمقانه است اما تو از ترس تنها ماندن تنها مي ماني گاه ته دلت حتي مي ترسي كه قطعه گم شده ات را پيدا كني كه مبادا دوباره گمش كني هميشه آن كس كه بيشتر دوست دارد، ضعيف تر است و بيشتر رنج مي برد و همين ضعف است كه احساس بي ثباتي به آدم مي بخشد زيرا آدم تماميت خود را منوط به چيزي مي كند كه ثباتي ندارد ما همواره خود را قطعه هايي گم شده حس مي كنيم. ما همواره در انتظار نشسته ايم؛ در انتظار كسي كه از راه برسد و ما را با خود ببرد، كه بيايد و ما را كامل كند بدون او ما همواره خود را گمشده و تنها و ناقص حس مي كنيم برخي از ما شايد براي هميشه در انتظار (او) بمانيم و بنشينيم و بپوسيم ![]() برخي از ما، ديروز، امروز و هر روز قطعه هايي گمشده بوده ايم گاهي بعضي ها با ما جور در مي آيند، اما همراه نمي شوند گاهي نيز آدم هايي را مي يابيم كه با ما همراه مي شوند اما جور در نمي آيند برخي وقت ها ما آدم هايي را دوست داريم كه دوستمان نمي دارند همان گونه كه آدم هايي نيز يافت مي شوند كه دوستمان دارند، اما ما دوستشان نداريم به آناني كه دوست نداريم اتفاقي در خيابان بر مي خوريم و همواره بر مي خوريم اما آناني را كه دوست مي داريم همواره گم مي كنيم و هرگز اتفاقي در خيابان به آنان بر نمي خوريم برخي رابطه ها ظريفند، به طوري كه به كوچكترين نسيمي مي شكنند و برخي رابطه ها چنان زمختند كه روح ما را زخمي مي كنند برخي بيش از اندازه، قطعه گم شده دارند و چنان تهي اند و روحشان چنان گرفتار حفره هاي خالي است كه تمام روح ما نيز كفاف پر كردن يك حفره خالي درون آنان را ندارد ![]() برخي ديگر نيز بيش از اندازه قطعه دارند و هيچ حفره اي، هيچ خلائي ندارند تا ما برايشان پُركنيم برخي هرگز ما را نمي بينند و نمي يابند و برخي ديگر بيش از اندازه به ما خيره مي شوند بعضي وقت ها هم بعضي ها توي زندگي تو راه مي يابند اما هيچ گاه تو را نمي فهمند مثل شمع كوچكي كه راهت را كمي روشن كرده است ولي دستت را سوزانده است گاه ما براي يافتن گمشده خويش، خود را مي آراييم گاه براي يافتن (او) به دنبال پول، علم، مقام، قدرت و همه چيز مي رويم و همه چيز را به كف مي آوريم و اما (او) را از كف مي دهيم ![]() گاهي اويي را كه دوست مي داري احتياجي به تو ندارد زيرا تو او را كامل نمي كني تو قطعه گمشده او نيستي تو قدرت تملك او را نداري گاه نيز چنين كسي تو را رها مي كند و گاهي نيز چنين كسي به تو مي آموزد كه خود نيز كامل باشي بي نياز از قطعه هاي گمشده او شايد به تو بياموزد كه خود به تنهايي سفر را آغاز كني راه بيفتي، حركت كني او به تو مي آموزد و تو را ترك مي كند اما پيش از خداحافظي مي گويد: شايد روزي به هم برسيم مي گويد و مي رود ![]() و آغاز راه برايت دشوار است اين آغاز، اين زايش، برايت سخت دردناك است وداع با دوران كودكي دردناك است، كامل شدن دردناك است، اما گريزي نيست و تو آهسته آهسته بلند مي شوي، و راه مي افتي و مي روي و در اين راه رفتن دست و بالت بارها زخمي مي شود اما آبديده مي شوي و مي آموزي كه از جاده هاي ناشناس نهراسي از مقصد بي انتها نهراسي، از نرسيدن نهراسي و تنها بروي و بروي و بروي ![]() آنقدر زمين نخورده ام كه بدانم براي برخاستن نه دستي از برون كه همتي از درون لازم است حالا اما نمي خواهم برخيزم مي خواهم اندكي بياسايم فردا برمي خيزم وقتي كه فهميده باشم چرا زمين خورده ام
به وبلاگ عکس های من خوش آمدید
|
|
داستان زيباي قطعه گمشده (براي مطالعه به ادامه مطلب برويد)
یه گونی *:: - موزیک ویدیوی شهره به, * شهره با نام شب شکار, بهترین * های روز جهان, موزیک !
قطعه گمشده - احادیث ،مناجات، ثواب قرائت سوره،زندگینامه بزرگان،داستان ،شعر،معجزات علمی ...
قطعه گمشده, قطعه گمشده ... قطعه گم شده تنها نشسته بود ... در انتظار کسی که از راه برسد
فیليپ گلس خداوند موسيقي آوانگارد و پدر خوانده موسيقي مينيمال از نقطه نظر موسيقي متفاوت و ...
aidinmohammadi Gohardasht.com blog ... آدم هميشه دنبال قطعه اي گم شده است، هيچ آدمي را نمي توان يافت كه قطعه ...
قطعه گمشده تعبیر خواب خواندن سوره برچسب ها : قطعه گمشده - تعبیر خواب خواندن سوره, قطعه گمشده ...
اجاره ورزرو ویلاوهتل برای شرکتها-سازمانها-دانشگاها - آژانس مسافرتی تعمیروتولیدانواع مبل ...
عروسک زشت - آنچه هستي هديه خداوند به توست و آنچه مي شوي هديه تو به خداوند است
<-BlogAndPostTitle-> - <-BlogDescription-> - <-BlogTitle-> ... آمار بازديد: بازديد امروز : 5 نفر بارديد ديروز : 3 نفر
آنقدر این فضای خالی زیاد شد و دایره ناراحت تر که ناچار برای کمک به سراغ پدر رفت و به او گفت:
اشـــک بــــاران - آخـ ـریــن بـرگــــ سفـ ــ ـرنـ ـامـه بـ ــاران ایـن اسـت ..... کـه زمـیــ ...
چه غم انگیز است این ماه آذر! اول شهرام و بعد مارک
در جستجوی حقیقت - ... اولین سوال من این است که بدانم من از کجا آمده ام ؟
در اين وبلاگ مطالب بخش ادبيات و فرهنگ "مهر زنجان"بارگذاري مي شود شماره 78 بوف كور به مثابه يك ...
قطعه ای برای نشنیدن - اولین رسانه تخصصی موسیقی فیلم در ایران
بهشت گمشده ::.. - محله جلفا اصفهان - فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا ...
آنین - یا من یسمع انین الواهنین ... من عاشق اینم که تو وبلاگم شعر امام رضایی بنویسم....
بسم الله الرحمن الرحيم تحصن درمسجدالحرام. يک ايده ي جديد ونوبراي مسلمانان جهان
smam نوشته است:اون موسیقی "سوت" مال فیلم "پل رودخانهء کوای"هست.اگه هیچ کدوم از دوستان نتونستن ...
قطعه گمشده - احادیث ،مناجات، ثواب قرائت سوره،زندگینامه بزرگان،داستان ،شعر،معجزات علمی ...
عروسک زشت - آنچه هستي هديه خداوند به توست و آنچه مي شوي هديه تو به خداوند است
آنقدر این فضای خالی زیاد شد و دایره ناراحت تر که ناچار برای کمک به سراغ پدر رفت و به او گفت:
اشـــک بــــاران - آخـ ـریــن بـرگــــ سفـ ــ ـرنـ ـامـه بـ ــاران ایـن اسـت ..... کـه زمـیــ ...
در جستجوی حقیقت - ... اولین سوال من این است که بدانم من از کجا آمده ام ؟
قطعه ای برای نشنیدن - اولین رسانه تخصصی موسیقی فیلم در ایران
بهشت گمشده ::.. - محله جلفا اصفهان - فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا ...
آنین - یا من یسمع انین الواهنین ... من عاشق اینم که تو وبلاگم شعر امام رضایی بنویسم....
بسم الله الرحمن الرحيم تحصن درمسجدالحرام. يک ايده ي جديد ونوبراي مسلمانان جهان
قطعه ی گمشده ! آدم همیشه دنبال قطعه ای گم شده است، هیچ آدمی را نمی توان یافت كه قطعه خود را ...
محسن یگانه .:*:. MoHsEn YeGaNeH - 2مداحی به سبک آهنگهای یــگانه + مصاحبه اخیر بنیامین و صحبت هایی راجع ...
دارم رسول ترک میشم! نه می خوام شلوغ کنم... نه قصد مظلوم نمایی دارم.... نه خودم رو کسی می دونم ...
نیمه ی گمشده من - خداوند تنها خالق عشق ... باقلب لبریزغمم امشب صدایت میکنم .....بااشتیاق دیدنت ...
دست نوشته های گمشده - از فراز و نشیب کوچه انتظار آمده ام به دیدنت. آمده ام با سلامی قلب ...
بالاترین: دانلود فیلتر شکن ASProxy wing Google Reader: معرفی و دانلود برنامه ASProxy Wing نسخه 0 5 0 برای عبور ...
تقديم به همه ي دوست جونامون ..... · رفتن ..... · قلب سبز ..... · ولنتاین مبارک · سیب خوشمزه ...
♥㋡باران عشق㋡♥ دوست دارم مثل بارون باشم..
سلام دوستای گلم. خوبین؟ واقعا از همتون معذرت میخوام که دیر به دیر به وب سر زدم!!! به دلیل ...
کیش ... بهشت گمشده ایران - اطلاعات در مورد مکانهای گردشگری کیش راهنمایی برای انتخاب هتلها و ...
آتش های سرد... - م ه ل ا ... سرگرمی تو...شده بازی باابن دل غمگین وخستم...یادت نمیاد...اون همه قول ...